چه رمزي بين مكه و كربلاست و چه رازي بين ذيحجه و محرم. مگر حج حسين ـ عليه السلام ـ چه حجي است كه سعي آن در مكه و صفاي آن در كربلاست مگر احرام حسين ـ عليه السلام ـ چه احرامي است كه سفيدي اش بايد به خون سرخ نقش ببندد چرا اين خليل الله به جاي يك قرباني , هفتاد و دو اسماعيل به قربانگاه مي برد ! چرا در كاروان حسين عليه السلام ـ و با اين مرد بزرگ , حاجي هاي كوچك حركت مي كنند ! چرا حج حسين عليه السلام در محرم تمام مي شود !
چون حج حسين ـ عليه السلام ـ زيارت خداست نه خانه خدا. استطاعت حج حسين عليه السلام ـ جان پاك است نه صرف داشتن مال پاك , زاد و توشه عشق مي خواهد. شرط حج حسين عليه السلام ـ عدم وجود ترس از خطر و ضرر بر جان و مال و آبرو نيست كه شرطش خطر كردن و خون دادن است .سردادن و سر گرفتن است . جسم دادن و جان گرفتن است.
آري ; محرم , ذيحجه حسين عليه السلام است و كربلا ميقات عمره ايثار ورسيدن به تمتع شيرين شهادت . حسين عليه السلام ـ بين كعبه و كربلا با خون سرخ خود خط زيباي عشق كشيد و به اهل دل نشان داد كه حج جسم آنجا وحج جان اينجاست و اين حج سرخ است كه دل را روشن تر از سفيدي احرام مي كند.حج حسين عليه السلام طهارت با وضوي خون و طواف توحيد است و هر قدم او و كاروان او شبوطي شهودانگيز مي باشد كه با لبيك سرخ همراه است . حاجيان قافله قدوسي حسين ـ عليه السلام ـ چون امير الحاج عاشق خود , سعي بين صفاي سوختن و مروه معرفت و محبت مي كنند تقصير حج حسيني , دست و پا بخشيدن است و حاجيان اين حج كربلايي به جاي حلق سر , سر دادند و نمازشان را پشت مقام ابراهيم عرفان خواندند تا هر يك خليل الله شوند.
استلام در حج حسيني بر حجرالاسود زمين و زندگي نيست كه بر حجرالابيض بهشت و بندگي است كربلاي حسين ـ عليه السلام ـ خود عرفات عرفان است و مشعر شعور. محرم اين حج تمام دنيا را بر خويش حرام كرده است . حاجيان اين كاروان به جاي « طواف النسا » , « طواف السما » نمودند. و هفتم تا دهم شبهاي محرم براي آنان « سيماي تشريق » بود كه ماه معرفت دوست به صورت كامل در آسمان دلشان درخشيد آنها از مناي منيت به درآمده وبه جاي سنگ , شيطان و شيطان صفتان را رمي جمرات كردند و هر كدام خالصانه اسماعيل جسم را با دست ابراهيم روح به قربانگاه عشق بردند و اين گونه از احرام جسم خارج شدند وديدار جمال دوست بر آنان حلال شد.
آري ! حسين عليه السلام حجي نمود كه به جاي حاجي شدن , كعبه شد. كعبه اي كه هنوز دلهاي عاشق به شوق طواف او پر مي گيرند و به جاي هفت بار , همه عمر خود را براي طواف او در حركتند كه طواف حسين عليه السلام تمامي ندارد. چون راه عشق بي پايان است
نوشته شده توسط علیرضا منتظری/ وبلاگ یا ذبیح الله