السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
حرم عشق کربلا ست و چگونه در بند خاک بماند
آنکه پرواز آموختهاست و راه کربلا میشناسد
و چگونه از جان نگذرد آنکس که میداند جان بهای دیدار است
یاران شتاب کنید...گویند قافله ای در راه است
که گنهکاران را در آن راهی نیست،
آری گنهکاران را راهی نیست ، اما پشیمانان را می پذیرند.
قصه عشق ما را بايستي با غروب بود تا دانست
و با هواي ابري پاييزان
و با مرغي كه به ناچار براي ميله هاي بي احساس قفس
نغمه سرايي مي كند.
ماجراي غم انگيز ما را در محفل شمع و پروانه بايستي شنيد
و در عمق لبخندهاي پيوند خورده با اشك و در آه سوزان سينه هاي داغ ديده
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد
پروبال ما بریدندو در قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:13 توسط سفیر
|